خرید بک لینک

عمر وعاصان نیزه وقرآن به دست بهر ویرانی دین از پای بست

باز از رو بسته اند شمشیرها از غدیر خم کنند تفسیرها

مهدی الیاسی هجرت نمود

باز اهل کوفه اهل کربلا خبث طینت را نمودند برملا

آمدند زینب اسارت ببرند سنگ قبرش را به غارت ببرند

ماندن در خانه شد بئس المعاد وقت هجرت آمد و وقت جهاد

والذین هاجرو الی دمشق هجرت از روی یقین از روی عشق

مهدی الیاسی هجرت نمود جان فدای دختر عترت نمود

پا نهاد در وادی عشق وطلب رفت تا باب شهادت درحلب

او وداع کرد با سه ساله دخترش شد شهید اعتقاد وباورش

مهر خود از دخترش زینب برید مهر زینب عصمت الله برگزید

زینب خود به اباالفضلش سپرد رفت گرد از گنبد بی بی سترد

جان فدا کرد جان پاک الیاسی جسم رها کرد روی خاک الیاسی

در نبرد جبهه ی فرسایشی پیکرش ماند زیر سم داعشی

مثل مولایش حسین شد چاک چاک زیر سم اسب ها بر روی خاک

سر نداری چون حسینت بی سری مثل او داری سه ساله دختری

نام این دختر شنیدم زینب است ذکر یا مهدی مداوم بر لب است

زینب تو غیر زیبایی ندید هیچ راهی جز شکیبایی ندید

بر سرت لطف خدا دستی کشید چون حسین داری ابالفضلی رشید

یک سوال؟ وقت شهادت راستی زینبت را روی بالین خواستی

زینب سه ساله یا بی بی ،کدام ؟ آن که در ایران داری یا به شام

رمضان است روزه ای تشنه لبی تشنه ی دیدار هردو زینبی

راستی الیاسی حین سفر هیچ اباالفضلت نیامد در نظر؟

آن ابالفضل که لقب دارد قمر یا ابالفضلی که می نالد پدر

آن ابالفضل شهید علقمه یا ابالفضلی که می بوسند همه

آن ابالفضلی که دارد هردوبال یا ابالفضلی که دارد هفت سال

آن ابالفضل که چو پرسیدم سوال بعد بابایت چگونه است حال

گفت او در پاسخم تک بیت زیر منقلب گرداند مرا این بچه شیر

«جان بابای شهیدم نظری می شوم سرباز امر رهبری»

من یقین دارم ابوالفضل رشید دست بر سربند یا زینب کشید

وقت رفتن بود بر بالین تو بی بی آمد تا دهد تسکین تو

خون توشد عزت این مرز وبوم شیرمرد عرصه ی جنگ وهجوم

در حریم دختر شاه نجف می رسد خیل فرشته صف به صف

با چه شوری و به چه احساسی فادخلی فی جنتی الیّاسی

ارجعی الی ربک یا شهید تهنیت بادت این عید سعید

ای رسیده به هو فوز العظیم ارجعی الی جنات النعیم

ارجعی جنات التجری بهر توست ای که شهر امن ایران شهر توست

برچسب: نویسنده: لیلا حیدریان تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 10:40

صفحه بندی